تبلیغات
ترنم داوودی سکوت - تجرید
دوشنبه 7 مرداد 1392

تجرید

   نوشته شده توسط: قربان ولیئی    

به خواب ،چشم تو را ...چشم نه  ، که جام آمد

رسید ساقی و ساغر به صد سلام آمد

 

دو چشم ، چشم نه، نهج البلاغه را دیدم

که با بلاغت خاموش در کلام آمد

 

نگفت و گفت ، سکوتی فصیح جاری بود

حروف زنده شدند و کلام تام آمد

 

بهوش بودم از اوّل که دل به تو دادم

که زیرکان جهان را غم تو دام آمد

 

خدای من تویی ، آتش بگو بیفروزند

که هر که در دل آتش نرفت ، خام آمد

 

بر آستانۀ تو سر سپردن آزادی ست

هر آن که بندۀ قنبر نشد ، غلام آمد

 

وجود در عطش انکشاف کامل بود

به زیر گام تو هفت آسمان چه رام آمد

 

هلاک دیده شدن بود و دید و دید و چه دید؟

تو را ، تو را که به این وجد مستدام آمد

*

رسید لحظۀ تجرید و صبح نزدیک است

صدای  سر زدن تیغ از نیام آمد

 

رسید لحظۀ توحید و من به خون غلتید

نماز آخر من بود و با سلام آمد

 

به پاس این دم فرخنده ای غزل خاموش

بگیر جام و بنوش و بنوش ، امام آمد


doribarefield.blogas.lt
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:59 ق.ظ
Hello everyone, it's my first pay a quick visit at this web site, and
post is truly fruitful for me, keep up posting such articles or reviews.
جمعه 11 مرداد 1392 01:52 ق.ظ
سپاس ای دور که نزدیک شدی و مرا گداختی .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر