تبلیغات
ترنم داوودی سکوت - سراب
یکشنبه 9 مهر 1391

سراب

   نوشته شده توسط: قربان ولیئی    

بیدار شو که راز جهان را نزیستی
با عشق ، گوشه های نهان را نزیستی

فرصت کم است و همسفر رودخانه شو
ای قطره ای که شور روان را نزیستی

هر بامداد، تازگی از راه می رسد
در کهنگی خزیدی و «آن» را نزیستی

از یاد برده روح تو عهد قدیم را
تسبیح آیه های جوان را نزیستی

در پرده ماند نغمۀ کیهانی سکوت
موسیقی نواحی جان را نزیستی

دف می زنند دم به دم آغاز می شویم
این شور را و این ضربان را نزیستی

آغاز شو ، تمام ابد پیش روی توست
یک لمحه از سراب زمان را نزیستی


چهارشنبه 27 فروردین 1393 06:53 ب.ظ
کلیشه
دکتر مریم مقیمی
جمعه 14 مهر 1391 01:17 ق.ظ

به عنبر فروشان اگر بگذری شود جامه تو همه عنبری
باشد که به برکت این وبلاگ گاهی جامه ما نیز عنبری شود
از این که هستید، ذوق زده ام!
محسن نقدی
پنجشنبه 13 مهر 1391 10:06 ق.ظ
سلام استاد
من از بچه های آفتابگردانم
با غزلی به روزم
خوشحال میشم راهنماییم کنید
زهره خلجی
چهارشنبه 12 مهر 1391 10:06 ق.ظ
سلام
وانگه كه پیش رفتم با شور والتهاب
دیدم سراب بود...
شادو پیروز باشید
م . مسافر
دوشنبه 10 مهر 1391 08:41 ب.ظ
با درودی بی پایان به محضراستاد

مشت سوزن به دلم زان مژه تا ریخته اند
گریه از پاره ی دل دوخته پیراهن چشم
......................................
دیدارتان سعادتی بود درین گاه ....

یا علی مددی .
مجید
دوشنبه 10 مهر 1391 07:41 ب.ظ
با سلام. سپاس از نشرسروده زیبا
همت
دوشنبه 10 مهر 1391 10:48 ق.ظ
درود بر شما
آفرین بر نغمه های شورانگیزتان كه واژه هایش را گویی صبحگاهان از شبنم های نشسته بر روی سبزه ها چیده اید
محمد مشكی
دوشنبه 10 مهر 1391 09:05 ق.ظ
سلام
به به
كیفور شدم
ممنون
www.shaer.ir
یکشنبه 9 مهر 1391 10:41 ب.ظ
این شعر با صدای خودتان شور و حال دیگری دارد.
همیشه ایام به کامتان باد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.