تبلیغات
ترنم داوودی سکوت - شکسته
شنبه 14 دی 1392

شکسته

   نوشته شده توسط: قربان ولیئی    

 

لطیف هستی و باید غبار بنویسم

به روی برگ ظریف بهار بنویسم

 

صفای چشم تو سرمشق شعرهای من است

تو باش تا غزل آیینه وار بنویسم

 

تو آن نهفته ترینی که آشکارایی

نهفته می شود از آشکار بنویسم

 

دل شکسته خدا را درست می بیند

شکسته می شود از روی یار بنویسم

 

و عشق آمد و از این روایت خونبار

ضرورت است به رنگ انار بنویسم

 

بمان که شعر مرا خط به خط برقصانی

به شور آیم و تنبور و تار بنویسم

 

سرشته اند مرا با نوای بسم العشق

بر آن سرم که ازین کردگار بنویسم

 

قلم بسوزد و این رقعه شرحه شرحه شود

اگر که شرح دل بی قرار بنویسم

 

به هفت بند نی آتش صریر می ریزد

اگر که نام  مهین نگار بنویسم

 

به چشم دیده ام و سرنوشت من این است

که شرح رؤیت پروردگار بنویسم


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.