تبلیغات
ترنم داوودی سکوت - آشیانه
پنجشنبه 17 بهمن 1392

آشیانه

   نوشته شده توسط: قربان ولیئی    

 

به هیاهوی رود فکر کنیم

به سکوت وجود فکر کنیم

 

به همین لحظه ای که می آید

از نهانگاهِ بود فکر کنیم

 

بنشینیم زیر سایۀ خویش

به خروش شهود فکر کنیم

 

بگذاریم شب بیارامد

ماه تا رخ نمود فکر کنیم

 

مثل موجی که غرق در خویش است

با تمام وجود فکر کنیم

 

در هماوایی مهیب حیات

به نی و تار و عود فکر کنیم

 

هستی آواز دلپذیر خداست

به صدای سرود فکر کنیم

*

مثل دریا گشاده فکر کنیم

بی گره بی اراده فکر کنیم

 

به مسیر تکلف افتادیم

مثل آیینه ساده فکر کنیم

 

آسمان کاسۀ شراب آورد

چه طلوعی! به باده فکر کنیم

 

برکه آرام شد که می بیند

فکر را وانهاده ، فکر کنیم

 

در سکوت و سکونتی پویا

چون درخت ایستاده فکر کنیم

 

باد سرگشته ماند و رود رسید

متواضع، پیاده فکر کنیم

*

ماه آمد به یار فکر کنیم

به خدا زار زار فکر کنیم

 

اشک از چشمه های ربّانی ست

زیر این آبشار فکر کنیم

 

حزن ، پاییز روح انگیزیست

تا که بی برگ و بار فکر کنیم

 

شب، پریشان رازآمیزیست

تا به گیسوی یار فکر کنیم

 

در زبان آسمان نمی گنجد

خارج از این حصار فکر کنیم

*

به همین رودخانه فکر کنیم

به وقوع ترانه فکر کنیم

 

چشم ها را دمی فروبندیم

به خود ، این آشیانه، فکر کنیم

 

زندگی رویداد زیبایی ست

اندکی عاشقانه فکر کنیم

 

مثل چوپان ساده دل خوب است

به خدا ناشیانه فکر کنیم


فریبا یوسفی
سه شنبه 26 فروردین 1393 01:06 ب.ظ
خیلی خوب بود. خدا رو شکر کردم که شعری سالم و خالص خواندم.
و سپاسگزار شمایم.
خلیلی
سه شنبه 19 فروردین 1393 04:57 ق.ظ
اولوالاباب، الذین یذكرون الله قیام و قئودا و علی جنوبهم و یتفكرون فی...
احمدی
شنبه 10 اسفند 1392 10:17 ق.ظ
سلام بر استاد. سرشار شدیم از این همه احساس خوب . به این چیزهای خوب که گفته اید و یا خواهید گفت فکر می کنیم ... به هیاهوی رود ، به سکوت وجود ، به آرامش شهود و... با همه وجود قکر می کنیم و از همه مهمتر ، معصومانه صادقانه به خدا نیز فکر می کنیم .
جمعه 9 اسفند 1392 08:04 ق.ظ
سلام استاد
لذت بردم از این همه نازک خیالی
دمتان گرم
محمد مهدی معدنی
یکشنبه 4 اسفند 1392 10:56 ق.ظ
هر چه می خواستم بگویم صالح علوی گفت
گویا او نیز با ما یکی است.
سایه تان مستدام جناب ولیی
شاهد
شنبه 3 اسفند 1392 01:33 ق.ظ
سلام و عرض ادب خدمت شما
از آشنایی با شما بسیار خوشحالم. از خواندن اشعارتون بسیار لذت بردم. آنچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند
با اجازه خودم! شما رو لینک کردم.
در پناه خدای مهربان موفق و پیروز باشید.
راشدانصاری
یکشنبه 27 بهمن 1392 12:40 ب.ظ
سلام
خواندمت عزیز
صالح علوی
شنبه 26 بهمن 1392 12:06 ق.ظ
السلام علیکم...

انگار فصل هایی بود از یک مکاشفه....

چقدر خوبه که اینجا هست؛ تا وقتی دلم برای شما تنگ میشود، بدون ایجاد مزاحمت، عطرتان را استشمام کنم...

یا حق
گرفتِ یار
دوشنبه 21 بهمن 1392 03:43 ب.ظ
اندکی عاشقانه فکر کنیم...

بسیار زیبا.

مؤید باشید.
رهگذر
یکشنبه 20 بهمن 1392 09:34 ب.ظ
من چه گویم که ترا نازکی طبع لطیف
تا بحدیست که اهسته دعا نتوان کرد
سلمانی
یکشنبه 20 بهمن 1392 08:33 ب.ظ
درودی و سپاسی بر سری
با دوستان خواندیم و لذت بردیم و من مفتخر بودم که نفس نفیس قائل شعر، اون رو پیش تر برای من خونده بود.
ایام به کام استاد
محمدرضا سلیمی
جمعه 18 بهمن 1392 09:59 ب.ظ
سلام استاد
خیلی خیلی زیبا بود
اگر به وبلاگ بنده هم تشریف فرما شوید و نقدی و نظری مرقوم بفرمایید بسیار بسیار سپاسگزارتان خواهم بود
دیر پای و شاد زی
کلبه احزان
جمعه 18 بهمن 1392 01:47 ب.ظ
هنوز هم نمیدانم
اینجا
چه فصلی است
که من
کال ماندم
و
به تو نمیرسم.
درود، استاد عزیزم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.