تبلیغات
ترنم داوودی سکوت - حیرت
سه شنبه 25 مهر 1391

حیرت

   نوشته شده توسط: قربان ولیئی    

آمدی از هر کران ، صبح که برخاستم
طعم تو می داد نان، صبح که برخاستم

آمدی از پنج راه ، آینه از هوش رفت
وهم  نبود و گمان، صبح که برخاستم

کودکی ام بازگشت، حیرت آغاز گشت
تازه و تر شد جهان، صبح که برخاستم

آینه شد هر طرف ، نور ، کران تا کران
دیده شدم ناگهان ، صبح که برخاستم

دیده و دیدن جدید، رنگ صداها شدید
در هیجان بود جان ،  صبح که برخاستم

هست فقط بود و هست ، بود فقط بود و بود
ذهن نبود و زبان ، صبح که برخاستم

باز فرود و حصار ،چرخۀ لیل و نهار
آمدم از آسمان ، صبح که برخاستم


leg an foot pain
چهارشنبه 21 تیر 1396 04:09 ق.ظ
I am so happy to read this. This is the type of manual that needs to be given and not the random misinformation that is at the other blogs.

Appreciate your sharing this greatest doc.
http://holdenaxpqfwofih.jimdo.com/2015/06/27/contracted-toe-causes
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 08:31 ق.ظ
Usually I don't read article on blogs, however I wish to say
that this write-up very forced me to take a look at
and do it! Your writing taste has been surprised me.
Thank you, quite nice article.
Tim
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:09 ب.ظ
The other day, while I was at work, my cousin stole my iphone
and tested to see if it can survive a 30 foot drop, just so she can be a
youtube sensation. My iPad is now broken and she has 83
views. I know this is totally off topic but I had to share it with someone!
زهره خلجی
شنبه 29 مهر 1391 01:14 ب.ظ
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامیست زمن برمن وباقی همه اوست
محسن نقدی
شنبه 29 مهر 1391 10:19 ق.ظ
احسنت استاد
حسن یعقوبی
شنبه 29 مهر 1391 09:53 ق.ظ
درود بر دوست و برادر گران قدرم
چقدر شادمان شدم از حضورتان و خواندن شعرهای جاریتان

در پناه حضرت حق، سربلند باشید.
دکتر مریم مقیمی
چهارشنبه 26 مهر 1391 08:29 ب.ظ
بجو آن صبح صادق را که جان بخشد خلایق را
مجید
چهارشنبه 26 مهر 1391 11:42 ق.ظ
نوش جان و حضور مستدام
فرید
سه شنبه 25 مهر 1391 11:48 ق.ظ
طبعتان همواره بهاری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر